آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه سن داره

آراد قلب مامانی

ياد ايام-عكساي ناز 2

         برا اولين بار كه ميخواستي فرني بخوري انقدر ذوق زده شده بودي كه 3 روز شير مامي رو نخوردي رفتم پيش دكترت گفتن :پسر شكمويي داريا نگران نباش بازم سينه تون رو ميگيره وهمينطور هم شد     به قول خودت (ناف) مافم معلومه اي جون واقعا يادش بخير .....     فدات بشم الهي     اي حاجي باباي ناقلا از اول به خودت عادتش دادي     از نوزادي وقتي شديد گريه ميكردي با دايي اروم ميشدي اينم از 5 ماهگيت قشنگترين خواب 2 فرشته مهربون  دوستون دارم دندونگير فيليته ديگه پسركم     خوش ميگذره؟؟؟؟؟لختي رفتي ...
31 مرداد 1390

یاد ایام _عکسای ناز

بدون شرح وقتي اراد همينقدري بود نصفه شبا هم همينطوري بعضي وقتا هم با صدا ميخنديد منم از طرز نگاهاش ميترسيدم  و فوري باباش رو بيدار ميكردم اينجا هم با پسر دايي امين مامان و بابا و داييها رفتيم كوه هوا خيلي سرد شد مجبور شدم روسري سرش كنم اين روسري هميشه همرام بود آخه با مكيدن اون ميخوابيد   وااااااي مامان قربونت بره هميشه با دقت به انگشتات نكا ميكردي و سر و صدا ميكردي     اينم ي مدل لا لا كردنه ديگه                     ...
31 مرداد 1390

بدون عنوان

امروز برنامه ماه عسل با اجراي عالي برادر عزيزم اقاي احسان عليخاني ي خانمي كه قلبش به خاطر شوك شديد به خاطر تصادف همسرش و قطعي پاش دچار ناراحتي شده بود و نياز به پيوند داشت و تنها با پايين تر از 10%كار قلبش بستري بوده قلب ي پسر 13 ساله به اسم مرتضي رو كه مرگ مغزي شده بود رو به اون خانم پيوند زده بودن و اون خانم كه مال نزديكاي نكا بود سلامتيش رو بدست اورده بود كه مامان باباي مرحوم مرتضي را هم بدون اطلاع از اينكه قلب بچش تو سينه ي  اون خانم ميتپيد به سن اوردن بيچاره مادر داغدار اشكش خشك نميشد وقتي فهميد كه گيرنده قلب پسرش كنارش نشسته محكم دستاش رو نگه داشته بود تو دستاش من فكر ميكنم كسي نباشه با ديدن اين صحنه اشكش در نياد و دلش به...
30 مرداد 1390

شور يا بي نمكترين كار فسقلي مامان

جمعه بابايي اراد جون رفته بود شكار 4 تا هم كفتر چاهي زده بود البته  با كلي ذوق اخه تازه جواز تفنگش اومده و اينم اولين شكارش بود وقتي كفترارو اورد خونه اراد با ديدن جوجه هاي بدون سر و خونين و مالين شروع كرد به غر زدن برا باباش  كه : بابايي چرا مامان ني ني ها رو  كشتي؟؟؟ چرا نذاشته بودي !!! اونا برن آسمون ؟؟؟چرا پاي ني نيش رو زخم كردي؟؟؟بابايي؟؟؟!!! در همين حين كه داشت غر ميزد ديدم تقويم رو برداشته و محكم كوبيد تو سر بابايي و بهش گفت تو آم پرنده هستي بابا يي منم با تفنگ نذاشته بودم پرواز كني بري بالا     حالا فردا نهار جوجه رو شكم پر كردم وخورده  و دستور داده كه به بابايي زنگ بزنيم و پشت تلفن...
30 مرداد 1390

ابراز محبت به شيوه اراد خان

  سلام   توضیح :  کانال trt cocouk   تركيه ي كارتوني داره به  اسم pepe . ي روز كه اراد داشت اون رو نگاه ميكرد pepeي شعر برا مامانش  مي خوند . . اراد هم فوري اون رو حفظ كرد.نا گفته نماند كه اراد از بس كارتن هاي تركي رو نگاه كرده و كلماتش رو تكرار كرده ميتونه مثل اونا تلفظ كنه و حرف بزنه  حالا ديروز نشستم فيلمهاي بعد افطار رو نگاه ميكنم كه اراد اومد جلوم وايستاد و گفت مامان گوش كن .گفتم جانم؟!! ديدم رو پاهاش وايستاده  تكون تكون ميخوره  دستاشم تا اخر باز كرده و ميخونه البته به لهجه ي تركيه اي!!! san benim bitanam        تو بر...
28 مرداد 1390

مال کیه؟

بابا وحید به اراد گفت دایی مال منه .اراد در جوابش گفت نه مال اراده بابایی باز اصرار کرد که دایی منه اراد گفت: دایی مال اراد    حاجی مامان مال تو     باشه بابا؟؟؟؟؟ ...
28 مرداد 1390

تشکر

سلام مرسی از دوستای گلم و مامانای مهربونشون که به وبلاگ ما سر میزنن و کامنت میذارن دوستون داریم خیلییییییییی زیاد                                                                         ...
25 مرداد 1390

تبریک تولد به شیوه اراد

                        ١٠ مرداد تولد دایی جون حمید بود زنگ زدیم برای تبریک و الان به زبان اراد  جون :  شلام دایی جون. تولدت مبارک. برام اتوبوس قمش (قرمز) بخریااااا     باشه دايي   ؟؟؟!!!! اینم این مدليشه ديگه......      راستي داداشم تولدت مبارك باشه انشاالله 250 ساله بشي . روز هاي خوش و عمر طولاني برات خواهانم به قول شيرازيهاي مهربون :داغت رو نبينيم انشاالله           &n...
22 مرداد 1390
1